تفاوت بنیادین هرمنوتیک فلسفی و اصول فقه

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

چکیده

یک سوال مهم این است که آیا هرمنوتیک فلسفی قابلیت ارتقاء دانش اصول فقه به صورت بنیادین را دارد یا خیر؟ به عبارت دیگر، اگر فرض کنیم؛ اصول فقه نسبت به نیازهای جدید علم فقه نیازمند کارآمدسازی بیشتر است، آیا هرمنوتیک فلسفی می‌‌تواند به صورت ریشه‌‌ای در این مسیر ایفای نقش کند یا خیر؟ پاسخ برخی از روشنفکران دینی جهان اسلام به این سوال مثبت بوده و حتی هرمنوتیک فلسفی را تنهاترین گزینه برای ایفای این نقش دانسته‌‌اند. اما بررسی علمی دقیق نشان می‌‌دهد، با حفظ اهداف فعلی برای اصول فقه، این امکان هرگز وجود ندارد. زیرا بین اصول فقه و هرمنوتیک فلسفی در ارکان اصلی دستگاه تفسیری اختلفاتی وجود دارد که امکان علمی این اثرگذاری را منتفی می‌‌کند و تاثیرگذاری را تنها به برخی اقتباسهای معدود و موضعی محدود می‌‌کند. یکی از نقاط اختلاف جدی که محل توجه این مقاله است، مربوط به مقوله معنا است. این درحالی است که در هر مکتب تفسیری تلقی از "معنا" گرانیگاه و رکن اصلی است، زیرا رسیدن به معنا آن چیزی است که همه هدف هر مکتب تفسیری را به خود اختصاص می‌‌دهد. اصولیون معنا را در بستر مبحث دلالت تعریف می‌‌کنند ولی هرمنوتیستهای فلسفی در پی دستیابی به معنایی هستند که ماهیتی هستی‌‌شناسی (آن هم با تلقی خاص پدیدارشناختی) دارد. بنابراین در مهمترین رکن پارادایمی اشتراکی بین دو مکتب تفسیری وجود ندارد تا به صورت ریشه‌‌ای امکان ورود یک کدام به دیگری، با حفظ هویت اصلی هر کدام وجود داشته باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The fundamental difference between philosophical hermeneutics and the principles of jurisprudence

نویسنده [English]

  • Massoud Fayyazi
Assistant Professor at the Institute of Islamic Culture and Thought
چکیده [English]

An important question is whether philosophical hermeneutics is fundamentally capable of promoting knowledge of the principles of jurisprudence. In other words, if we assume that the principles of jurisprudence require more refinement than the new needs of jurisprudence, can philosophical hermeneutics play a radical role in this way? Some religious intellectuals in the Islamic world have given a positive answer to this question, and even have considered philosophical hermeneutics to be the only option. But careful scientific research shows that keeping the current goals for the principles of jurisprudence is never possible. Because there are divergences between the principles of jurisprudence and philosophical hermeneutics in the main pillars of the interpretive apparatus, which exclude the scientific possibility of this influence and limit the influence to only a few local adaptations. One of the major points of contention that is the focus of this paper is on the issue of meaning. However, in any school of interpretation, interpretation is considered to be the core of the meaning of "meaning," because achieving meaning is what the purpose of any school of interpretation is. Principles define meaning in the context of the subject, but philosophical hermeneutists seek to find a meaning that is of an ontological nature (with a particular phenomenological view). Thus, in the most important part of the paradigm, there is no shared paradigm between the two interpretive schools so that they can be rooted in one another, preserving each one's original identity.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Principles of Jurisprudence
  • Philosophical Hermeneutics
  • Meaning
  • Gadamer
  • Heidegger