دوفصلنامه علمی پژوهشی اصول فقه حوزه

دوفصلنامه علمی پژوهشی اصول فقه حوزه

ارکان شکل‌گیری استقراء فقهی و حجیت آن در منظر اصولیان و فقهای شیعه

نویسندگان
1 استاد سطوح عالی حوزه و دبیر گروه فقه نظام اقتصادی پژوهشگاه فقه نظام. حوزه علمیه قم، قم، ایران
2 طلبه درس خارج، پژوهشگر مؤسسه عالی فقه و اصول جواد الائمه ع، حوزه علمیه قم، قم، ایران
چکیده
این مقاله با هدف بررسی ماهیت، نحوه شکل‌گیری و شرایط حجیت استقراء فقهی به عنوان یکی از روش‌های استدلال رایج در میان فقهای شیعه تدوین شده است. با وجود کاربرد فراوان استقراء در استنباط احکام و قواعد مهم فقهی توسط فقهایی همچون شیخ انصاری، صاحب جواهر و آیت‌الله بروجردی، بحث مستقلی درباره آن در علم اصول فقه صورت نگرفته است. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که «ارکان شکل‌دهنده استقراء فقهی که در صورت فقدان آنها از حجیت ساقط می‌شود، چیست؟»روش پژوهش حاضر، «تحلیل محتوای کیفی» با رویکرد «استقرائی و اسنادی» است. در این روش، با بررسی اسناد و منابع موجود (تحلیل اسنادی)، موارد جزئی را برای رسیدن به یک قاعده کلی (تحلیل استقرائی) مورد مطالعه قرار می‌دهد. در این پژوهش، متون فقها منبع اصلی استخراج ماهیت استقراء فقهی بوده‌اند.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که برای شکل‌گیری و حجیت استقراء فقهی، سه رکن اساسی شامل "موضوع کلی"، "محدوده استقراء" و "عدم خصوصیت مورد" ضروری است. موضوع کلی به معنای نقطه مشترک واحدی است که از بررسی روایات و احکام متعدد به دست می‌آید و حکم بر روی آن رفته است، نه بر روی جزئیات. محدوده استقراء نیز حیطه مطالعاتی مشخصی است که فقیه برای کشف موضوع کلی و رسیدن به حجیت، روایات را در آن بررسی می‌کند و این محدوده بر اساس اصل شباهت تعیین می‌شود. عدم خصوصیت مورد نیز به این معناست که موارد استقراء شده دارای هیچ خصوصیت منحصر به فردی نیستند که باعث تشابه در موضوع شده باشد. یکی از مهمترین عوامل برای احراز این رکن، کثرت موارد مورد استقراء است.در نهایت، این مقاله نتیجه‌گیری می‌کند که استقراء با تعریف فقهی آن دارای حجیت بوده و با وجود غفلت در تبویب کتب اصولی، به وفور در کار فقها مشاهده می‌شود. فراهم آوردن این سه رکن، استقراء را به یک دلیل اجتهادی مستقل تبدیل کرده و به فقه‌پژوهان در پاسخ به سوالات نوپدید کمک می‌کند. 
کلیدواژه‌ها