وجوب طریقی نوعی از وجوب است که ظهور آن در ادبیات علمی سابقه چندانی ندارد، گرچه بتوان برای وجود ارتکازی آن نشانههایی پیدا کرد. این مساله از طرفی باعث پیدایش تفاوت نظرهای جدی در حقیقت آن شده و از طرفی دیگر در ساحت استنباط، اشتباهاتی را به دنبال داشته است. تحقیق حاضر بر اساس روش توصیفی تحلیلی در پی ترسیم تصویری واضح از این حکم است، هدفی که تحقّق آن در گرو بررسی مولّفههای اساسی دخیل در حقیقت وجوب طریقی، ویژگیهای مهم این حکم و تطبیقات آن است. در ساحت اول باید گفت وجوب طریقی، حکمی مولوی است؛ تفاوت اساسی آن با وجوب ارشادی هم در این نقطه شکل میگیرد. همچنین این حکم فاقد ملاک است و پشتوانه جعل آن، تحفّظ بر ملاک احکام حقیقی در ظرف جهل به آنها میباشد، امری که از رهگذر توسعه محرکیّت احکام حقیقی حاصل میشود. با توجه به این کارکرد، متعلّق حکم طریقی باید به گونهای باشد که بتواند حکم حقیقی را منجّز کند، اما تطابق بین این دو لازم نیست. در ساحت دوم مهمترین ویژگیهای وجوب طریقی این هستند که در فرض منجّز بودن حکم حقیقی قابل جعل نیست، مکلّف نمیتواند امتثال این حکم را بر عهده نائب بگذارد و متابعت از آن به حکم عقل لازم است هرچند مخالفت با آن موجب ثبوت استحقاق عقاب نمیشود. در ساحت سوم هم وجوب فحص از زوج، وجوب اداء شهادت، وجوب استیذان برای داخل شدن در حریم اشخاص یا تصرف در اموال آنها و وجوب فحص از آب برای جواز تیمّم بخشی از مصادیق وجوب طریقی هستند.